6 ماهه شدی عزیزه مادر

روزگارت بر مراد ، روز هایت شاد شاد
آسمانت بی غبار ، سهم چشمانت بهار
قلبت از غصه دور ، بخت و تقدیرت قشنگ
عمر شیرینت بلند . . .



امروز ٦ ماه از اومدنت میگذره و من ناب ترین لحضه ها رو با تو حس کردم عزیزه دل مادر دوستت دارم...

تورا من دوستت دارم
تورا چون حس آرامی
كه بعداز روز بارانی
كه دارم ،دوستت دارم
توكه چون پسته خندانی
لبی چون نیشكر داری
تو را چون چشم گریانی
كه بارد ،دوستت دارم
توكه چون ماه تابانی
به گیسوی شفق مانی
چوخورشید اهورایی
كه در آغوش دریایی
به خوابست ،دوستت دارم
تو را چون وصل دلداری
سیه چشمان زیبانی
تو راچون شعر ایرانی
رباعی های خیامی
كه خوانم ، دوستت دارم
عکس ادامه مطلب
اینجا جشن نوروز در مونترال که به نیما خیلی خوش گذشت . من برای اولین بار سارای عزیزمو با پسر نازش ارش دیدم
سارا جون یکی از دوستای وبلاگی من هست که از اشنایی باهاش خیلی خوشحالم... 







پ.ن: دوربینم سوخته و تا اطلاع ثانوی عکسای بی کیفتی موبایل رو مجبورم بزارم
پ.ن٢:امیدوارم تعطیلات عید تا اینجاش به همه ی نی نی ها و مامانای گل خوش گذشته باشه
پ.ن٣: اون عکس اول ٣ روزگی نیکان و عکس بعدیش ٦ ماهگی پسملی هست


6 ماهه شدی عزیزه مادر
